Showing posts with label من و دخترک هام. Show all posts
Showing posts with label من و دخترک هام. Show all posts

Monday, January 31, 2011

Daddy's little Princess

تولد باباشونه , جفتشون لباس پرنسسی پوشیدند و تاج گذاشتند . دختر بزرگه می گه که من سیندرلا و سفیدبرفی و زیبای خفته و پری دریایی و .... هستم . سر دختر کوچیکه بی کلاه مونده . دختر داییم که بردتشون تو مهمونها دختر بزرگه رو معرفی می کنه : پرنسس سیندرلا , سفیدبرفی زیبای خفته , پری دریایی .و دختر بزرگه وارد می شه  . بعد مونده که دختر کوچیکه رو چی بگه که نمی دونم چشمش به کله فرفری بچم می خوره یا که چی که می گه و پرنسس ببعی و دختر کوچیکه با افتخار وارد میشه

Wednesday, December 8, 2010

به ما زنگ نزنید , اسیر می شید

سال پیش که تلفنمون سوخته بود و رفته بودیم که یک تلفن دوگوشیه بخریم دیدم که مغازه دار داره یک سه گوشیه به یکی می فروشه . اون موقع پیش خودم فکر کردم که تلفن با سه گوشی فقط رقاص بازیه و بس . اما این روزها وقتی تلفن خونمون زنگ می زنه و یک گوشی رو دختر بزرگه بر می داره و یکی دیگه رو دختر کوچیکه وهیچکدوم هم رضایت نمی دهند که من هم صحبت کنم و تلفن زننده  بیچاره هم گیر این دوتا فسقلی می افته , من درک کردم که چرا تلفن با سه گوشی هم مشتری خودش رو داره  

Monday, November 2, 2009

امشب از اون شبهاست

شبهایی که با بچه ها تنهام خوابوندنشون کلی داستان داره
اگه اول کوچیکه رو بخوابونم خوب خیلی خوبه چون با خیال راحت برنامه جیش -مسواک -قصه رو برای دختر بزرگه اجرا میکنم و می خوابه
اگه بخوام اول بزرگه رو بخوابونم خوب سخته چون کوچیکه نمی شینه تو تاریکی قصه بشنوه که . بیرون اتاق تنهایی هم نمی مونه باید یک شیشه شیر براش درست کنم ببرمش تو اتاق دختر بزرگه به این شیر بدم واسه اون قصه بگم و تو دلم هم دعا کنم که تا قبل از اینکه شیر تموم شه یکیشون بخوابه .اگه یکیشون خوابید که خوب اوضاع روبراهه چون اون یکی رو سر فرصت می خوابونم اما اگه شیر تموم شه و باز جفتی بیدار باشند دیگه کار سخت می شه یا باید دختر کوچیکه رو بغل کنم و دور اتاق راه ببرم تا صداش در نیاد و برای دختر بزرگه قصه بگم که این موضوع چندان خوشایند دختر بزرگه نیست امکان اینکه بگه مامان منم بگل (بغل) زیاده ! و یا اینکه باید کالسکه بیارم و دختر کوچیکه رو تو نیم وجب جای اتاق هی اینور اونور کنم و باز قصه بگم و بگم و بگم و هی اینها نخوابند و نخوابند و نخوابند اونوقت می فهمم که امشب از اون شبهاست