خانوم داییم می گفت یک عمودارم که چهارتا پسر داره , وقتی بچه بودیم همبازی هم بودیم و اونهام قد و نیم قد و پشت هم بودند یکبار اتفاقی همسایشون داشته پوشک دخترش رو عوض می کرده و این پسرها شاهد بودند . بعد اومدند به مادرشون گفتتد مامان دختر همسایه مثل ما ش*م*ب*و*ل نداره فقط بجای اون یک ک*و*ن کوچولو هم جلوش داره
Showing posts with label خاطره های با مزه. Show all posts
Showing posts with label خاطره های با مزه. Show all posts
Monday, January 3, 2011
Subscribe to:
Posts (Atom)